گل پسر من علي گل پسر من علي ، تا این لحظه: 10 سال و 4 ماه و 10 روز سن داره
محمد سبحان گلممحمد سبحان گلم، تا این لحظه: 5 سال و 4 ماه و 10 روز سن داره
مجتبی جانممجتبی جانم، تا این لحظه: 3 سال و 6 ماه و 10 روز سن داره
پیوند عاشقانه ماپیوند عاشقانه ما، تا این لحظه: 11 سال و 7 ماه و 10 روز سن داره
زهرا خانومیزهرا خانومی، تا این لحظه: 2 سال و 20 روز سن داره

♥♥♥خود عشق♥♥♥

مامان هستم متولد ۶۳. امیدوارم شاد سالم و صالح باشین

نقاشی کشیدن محمد

محمد سبحان در حال کشیدن نقاشی بود که مجتبی مزاحمش میشد بعد محمد گفت مجتبی تعادل منو بهم میزنی نمیتونم نقاشی بکشم . محمد سبحان همش منو میبوسید ‌خسته شدم گفتم نکن دیگه محمد . بعد گفت آخه پسرتون اذیت که نمیکنه شمارو داره میبوسه شما را . سوار ماشین بودیم یه دفعه محمد یه سوال میپرسه میگه مامان اگه مادربزرگ الان بچه تو شکمشون باشه اون وقت دنیا بیاد میخاد چی کار کنه آخه مامانی اصلا اسباب بازی نداره .
8 مهر 1398

سفرنامه تابستان۹۸

تابستان امسال با خاله و مامانی رفتیم سفر . زیبایی سفر از کویر خور شروع شد . بعد رفتیم آبشار نمکی دامغان . ۴ روزی تهران ماندیم . قم و جمکران رفتیم .کرج رفتیم بعد چالوس و قبل رسیدن چالوس رستوران درکه مازندران شب ماندیم . صبح روز بعد نمک ابرود رفتیم . روز بعد دریا . بعد رامسر و اربه کله و جنگل زیبا .گردنه حیران و آستارا اردبیل تبریز ماسوله زنجان کاشان . خلاصه نوشتم که فقط یادم نره                 اینم نقاشی های محمد سبحان و مجتبی جانم                   &nbs...
1 مهر 1398

شیرین زبانی محمدم

محمدسبحان جدیدا خیلی به پول علاقه مندشده . به من میگه از اون پول ابیا بده . منظورش 2000 تومنیه . دیروز داشتیم میرفتیم محموداباد به باباش میگفت اون پول صورتی را میخام ( منظورش 50000 تومنی بود) باباش گفت بابایی هر چی میخای برات میخرم تو گم میکنی . گفت نه من گم نمیکنم بلدم خرجش میکنم .😁   جدیدا شبکه پویا شماره کانالش عوض شده . قبلا 42 بود ، یه دوره شد 40 حالا شده 41 . محمد به من گفت شبکه پویا الان شده چهل و یک مامان . گفتم بله پسرم . گفت آخه دیروز چهل و صفر بود . 😀   علی تابستان امسال کلاس زبان و ژیمناستیک میره قراره قران و فوتبال و شنا هم بره انشاالله . محمد اصلا علاقه ای به رفتن کلاس نداره .
16 تير 1398

اقا مجتبی بستری شدند

از سر کار که اومدم مجتبی را خیلی بیحال دیدم . پرستارش گفت از صبح بارها بردمش دستشویی . الان هم پوشکش کردم . سریع بردمش بیمارستان و گفتن اب بدنش کم شده و سرم زدند .   خدایا همه مریضا را شفا بده. الهی امین ...
14 اسفند 1397

این روزای باقیمانده از سال ۹۷

  کیک روز مهندس که ابجی گلم زحمت کشیده بود میتراجان تشکر. برای همه زحماتی که کشیدی. اول اسفند ۹۷ بعد ۲۰ روز تحمل دل درد دکتر عطایی منو عمل سزارین کردند و به گفته ایشان حاملگی خارج رحم داشتم و لوله فالوپ سمت راستم نیز برداشته شد . بعد سه حاملگی و زایمان طبیعی    چند هفته پیش اقا مجتبی پسر کوچکم خونه را با فندک اشپزخونه اتیش زد و فرش و مبل و چند پتو و تشک سوخت . فقط مرتضی همسری کمی دست و پاش سوخت . خدا را شکر الان بهتره برای همین امسال خونه تکونی یک ماه زودتر شد . چون خونه زیر دوده شده بود. منم که الان در حال استراحتم و فردا باید بروم دکتر برای چکاپ بخیه ها . التماس دعا ...
10 اسفند 1397